عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

295

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

عين‌الدوله ، محمود بن سبكتكين پادشاه غزنه در اين سال ، بارگاه طوس را كه قبر مطهر امام على بن موسى الرضا ( ع ) در آن قرار دارد به طرز باشكوهى « 1 » تجديد بنا كرد ؛ در حالى كه پدرش سبكتكين ، آن را خراب كرده بود و چنان بود كه مردم طوس ، زائران آن حضرت را اذيّت و آزار مىكردند ؛ ولى سلطان محمود ، آنان را از اين كار بازداشت . دليل كار او اين بود كه اميرمؤمنان على ( ع ) را در خواب ديد كه به او فرمود : تا كى بايد چنين باشد ؟ و او متوجه شد كه منظور آن حضرت ، مشهد است . لذا دستور بازسازى آن را صادر كرد . « 2 » و از آنجا كه اوضاع و احوال ، آشفته و پريشان و سررشته امنيّت و آسايش ، به واسطه فتنه‌انگيزى ميان فرقه‌ها و ويرانى اماكن مقدّسه و آتش‌افروزى در حرم امام حسين ( ع ) و حرم عسكريين ( عليهما السلام ) در سامرّا ، گسسته بود ؛ ناگزير پست وزارت را به ابن سهلان رامهرمزى واگذاردند تا اوضاع و احوال نابسامان را به سامان آورد ؛ امنيّت از دست رفته را باز گرداند و سكون و آرامش را تأمين كند . آرى

--> ( 1 ) . ساختمان حرم امام رضا 7 ، حقيقتاً از ابهت و عظمت زيادى برخوردار است . چه اينكه براى اداره امور آن ، سيستم شاهانه‌اى نظير هيئت امنا ، نظم و انضباط ، پرده‌دارى ، نگهبانى و كاركنان فعّال ، بسان دربار سلاطين و پادشاهان ، تعيين شده است . همچنين بخش‌هاى زياد و گوناگونى همچون مهمانخانه حضرت ، موزه نگهدارى هدايا و نذورات گران‌بها و كتابخانه عمومى با صدها هزار جلد كتاب كه آماده مطالعه و بهره‌بردارى مىباشد ولى متأسفانه كمتر مورد استفاده قرار مىگيرد ؛ چه اين‌كه از مديريّت متخصص و آشنا به اصول و برنامه‌هاى اداره كتابخانه‌هاى عمومى بىبهره است و اين بزرگ‌ترين عيب و نقص اين كتابخانه باعظمت مىباشد . برابر اطلاع ما ، بخشى از كتاب‌هاى خطى اين كتابخانه ، سال گذشته مفقود شده ، در حالى كه مديريت آن با فردى از خاندان قاجار شاهان پيشين كشور ايران بوده كه تخصصى در اين كار نداشته است ؛ بلكه تنها به خاطر حمايت و مساعدت ، يا به عنوان حق السكوت به اين سمت منصوب گرديده است ؛ به همين جهت ، مراجعين به خواسته خود نمىرسند و محقق به كارى جز مطالعه داستان‌هاى فارسى خرافى و بىپايه و اساس مانند : « اسكندرنامه » ، « حسين كرد » ، « مغول در ايران » و . . . تشويق نمىشود . گويا مقصود از تشويق به مطالعه اين قبيل داستان‌هاى خيالى كه ذهن خواننده را به دوران قاجار نزديك مىكند ، تحريك به شورش و بازگشت به حالت سابق است . ( 2 ) . تاريخ ابن اثير ، ج 9 ، ص 139 .